مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
834
طب اكبرى ( فارسى )
درم ؛ گشنيز خشك ، ده درم ؛ عدس مقشر ، صد درم ، بجوشانند و با دو صد درم قند به قوام آرند و موازنهء ده درم بنوشند با آب يا با شيرهء خرفه و خيارين . صفت سفوفى كه هم اندر ابتدا و هم هنگام خروج مدّه نفع دارد : مغز تخم خيار ، مغز تخم خربزه ، تخم خرفه ، تخم كاسنى ، تخم خشخاش ، مساوى بگيرند و نرم بكوبند و هم چندان قند آميزند و هر صباح دو مثقال بخورند . و عقب آن ، شربت بنفشه با آب ميل نمايند . و نيكوترين غذا در اين مرض ، آش سماق و عدس است به شرطى كه طبيعت قبض نباشد و هنوز ماده مستحيل به مدّه نگشته باشد . نوع دوم : آنكه ورم بارد بلغمى بود : و علامت او آن است كه در قطن ، خاصه نزديك به خاصره ، گرانى و تمدد محسوس شود به غير وجع شديد و بدون التهاب . و آنچه از مخصوصات بلغم است ، چون بطوء نبض و سردى منى و سپيدى بول و براز پيدا باشد . و مريض راست نتواند ايستاد . و باشد كه در روى و چشم و همهء بدن خصوصا به كمرگاه ترهّل پديد آيد . [ 1161 ] انتباه : درد گرده ، مشتبه مىشود به قولنج چنانچه فرق بينهما در قولنج گفته شد . و بالجمله بايد دانست كه خاصهء ورم گرده است كه چون حقنه استعمال نمايند ، درد بيفزايد ؛ بخلاف قولنج كه حقنه در وى نفع تمام مىدهد . علاج : بابونه و نمام و برگ غار و مرزنجوش به آب گرم آميخته ضماد كنند . و تخم كرفس و خسك و انيسون و پرسياوشان و هليون بجوشانند و بپالايند و گلقند عسلى كرده بنوشانند . و به طبيخ بابونه و اكليل و شيح و شبت و سداب و اطراف كرنب و تخم حلبه و خسك و انجير ، آبزن فرمايند و حقنه نمايند . و چون حقنه خواهد كرد ، روغن كنجد و نمك و بوره در اين طبيخ نيز آميزند . و تدهين كردن به روغن قسط و خسك و بابونه نفع تمام دارد . و قىء در اين علت ، به غايت مفيد است . و مغز فلوس خيارشنبر در تحليل اورام احشاء باطنى كثير النفع است شربا و حقنا . فرمودهاند كه اگر بول غليظ بود ، چند شب در وقت خواب يك درم ايارج فيقرا خوردن و عقب آن آب گرم چهار قاشق نوشيدن ، اخراج ماده مىنمايد . و اگر كفايت نكند ، اين حب سازند : جوانى [ يعنى زنيان ] و زيره ، از هريك نيم درم ؛ مصطكى ، يك درم ؛ صبر ، دو درم به آب بادرنجبويه يا گلاب حبّ سازند [ تا ] بدن را از رطوبت و مادهء ورم پاك نمايد .